Thursday, October 13, 2011

داستان فوت فتیشی: پاهای شور و عرق کرده استادم

برگرفته از داستان های فوت فتیشی سایت لوتی

شروع به بوسیدن پاهای سرورم کردم:از پاشنه، کف پا تا پنجه، انگشتها و بینشون و حتی روی پا. بعد شروع به لیسیدن کردم ( البته از روی جوراب ) تمام کف پا و تک تک انگشتارو لیسیدم و مک زدم. دهنم مزه شوری گرفته بود و هنوز بوی عرق پای استاد می اومد ( بوی پاش واقعا مدهوشم کرده بود )

از بوی عرق پاشون نمی توستم دل بکنم. تمام عرق و چرک پاهای استاد رو با اشتیاق و اشتهای تمام لیسیدم و صورتمو به پاهاشون مالیدم
...

این داستان زیبا رو به طور کامل در اینجا بخونید

خاطره یک برده از پرستش پا

برگرفته از داستان های فوت فتیشی در سایت لوتی

خانم بعد اومدن روی صورت من و بعد با شصت پریستیدنی پاشون با لبای من بازی کردن و بعد گفتن زبونتو بیار بیرون میخوام له له بزنی واسه پام. من زبونمو اوردم بیرون، خانم کف پای زیباشون رو کشیدن رو زبونم، منم داشتم لذت میبردم و با اشتیاق مزه ی پای خانوم رو حس میکردم. اولین بار بود مزه ی اون پاهای زیبا رو حس میکردم. بعد خانوم اون یکی پاشونم کشیدن رو زبونم و بعد افتادن رو شکمم. من یه آخی گفتم و خانم با پا زدن تو سرم و شروع کردن خندیدن. بعد دونه دونه انگشتای زیبای پاشون رو می کردن تو دهنم و می گفتن میک بزن سگ خوب و انگشتاشون رو می کردن تو دهنم و منم تا می تونستم میک میزدم

بقیه شو اینجا بخونید و لذت ببرید

یک خاطره فوت فتیشی: طعم پای خسته دوستم

برگرفته از وبلاگ
mrlissfoot

یادمه موقعی که مدرسه میرفتم یه روز غروب رفتم در خونه دوستم رضا اون تازه از فوتبال اومده بود و خیلی خسته بود منو دعوت کرد توی خونه من هم با کمال میل پذیرفتم رفتیم تو اتاقش بهش گفتم میخوای خستگی پاهاتو در کنم گفت آره از خدامه من هم شروع کردم به ماساژ کف پاهاش هم اون کیف میکرد و هم من بعد بهش گفتم میخوای پوست کف پاهاتو با زبون تمیز کنم اولش تعجب کرد بعد با اصرار من قبول کرد جای همه تون خالی بود آی که چه پایی براش لیس زدم رضا هنوز با من دوسته و من مثل سابق برده اون هستم

من می میرم برای پاهاش

عشق من: پا

Tuesday, October 11, 2011

یک داستان فوت فتیشی زیبا: آرزوی دیرینه

آرزوی دیرینه

لحافو از رو پاهاش زدم کنار . نشستم و نیم ساعتی فقط بوسیدم و بوسیدم . آی بوسیدم . آی که خالی خالی شده بودم . یکی از بهترین روزای زندگیم بود . اونم نامردی نکرد و جمب نخورد . البته سرش زیر لحاف بود و منو نمی دید وگرنه که واویلا بود . اما حالا سارا کلاس اول دبیرستان بود . پاهاش هم بزرگ شده بود . نازتر شده بود . ... چند تا از انگشتای پاهای سیمین از زیر لاحاف بیرون زده بود . داشتن بهم چشمک می زدن . دستمو به طرفشون دراز کردم . انگشت دستم خورد به کنار انگشت کوچیکه ی پاش . جایی که من عاشقش بودم . لحافو کامل زدم کنار . سیمین چقدر ناز خوابیده بود . چشمام به تاریکی کاملا عادت کرده بودن . پاهای سیمین وحشتناک زیبا بود . سفید سفید . انگاری می درخشیدن . راستش دست کمی از پاهای خواهر و مادرش نداشت که خیلی هم بهتر بود . لبمو چسبوندم به قوس کف پاش و فشار دادم . انگشت شستش درست وسط پیشونیم بود و پاشنه ش هم روی نوک چونه م . همچین پاهاش کوچولو موچولو هم نبودن .... بوسیدنو شروع کردم . اول دوتا لبمو غنچه کردم و با فشار چسبوندم به وسط سینه ی کف پاش . یه ماچ گنده ی بی صدا . ماچ دوم هم پشتبندش اومد . سوم و چهارم و پنجاهم هم اومدن . حالا میبایست کل پاهاش و با لبام اسکن می کردم . نوبت انگشتای پاش بود . لبمو چسبوندم به همون کنار انگشت کوچیکش . راستش اصلا دلم نمی خواست لبمو ازش جدا کنم . ولی جدا کردم و یه ده تا بوسه ی ریز و گل گلی از همون جا چیدم . کنار پاشو ادامه دادم و تا پاشنه ی گردش اومدم . بصورت نیم دایره کل دور پاشنه شو بوسیدم . رفتم زیر پاشنه ش . اونجا رو هم پر بوسه کردم . سیمین خواب خواب بود . نمی دونست که داره مثل یه فرشته پرستیده می شه . ای کاش می دونست . دوباره رفتم سراغ انگشتای پاهاش . هرکدومشونو سه بار بوسیدم . زیر و روشونو . تند تند پاهاشو عوض می کردم و خلاصه لبام از هر دوتا پا بی نصیب نمی موند . رفتم روی سطح پاش . صاف صاف بود . سفید سفید .
داستان رو به طور کامل اینجا بخونین

پاهای قشنگ یک دختر ایرانی - فرانسوی

کف پای سه زن ایرانی

شست پاش تو حلقممممممممم

Monday, October 10, 2011

تف کردن روی پا

ممممممممممم، کاشکی می تونستم اون تف های خوشمزه رو با زبونم از روی پاهاش قشنگ و لابلای انگشتای خوردنی پاهاش جمع کنم.

Sunday, October 9, 2011

شست پای خوردنی

لزبین فوت فتیش

جای من و شما خالی که یه حال درست و حسابی به پاهای این دو نفر می دادیم

Saturday, October 8, 2011

بفرمایید پا!

پای یه دختر ایرونی

چند عکس جدید


چند تا عکس جدید از پاهای قشنگ ایرانی


سلام دوستان
من بالاخره با هزار بدبختی موفق شدم دوباره وارد وبلاگم بشم.
این ویدئوی زیبا تقدیم شما: